عصبانیت یك حالت هیجانی است كه از لحاظ شدت می تواند خفیف ، شدید یا ویرانگر باشد . همانند دیگر هیجانات . عصبانیت موجب تغییرات  متعدد زیستی  و فیزیولوژیكی  می شود ؛ مثل افزایش فشار خون ، ضربان قلب ، تنفس و همچنین افزایش میزان تولید انرژی از

آدرنالین و نورآدرنالین . برانگیختگی شدید فیزیولوژیكی مشخصه آن دسته از حالات هیجانی است كه جاندار را برای عمل – فراریا جنگ – آماده می كنند.

عصبانیت می تواند ناشی از عوامل درونی یا بیرونی باشد. شما می توانید از دست فرد مشخصی ، مثل یك همكار یا ازیك حا دثه ( ترافیك یا پرواز لغو شده ) عصبانی شوید. عصبانیت شما می تواند ناشی از نگرانی یا تفكر شما درمورد مسائل شخصی باشد مثل قد و قیافه خود و یا یادآوری حوادث و خاطرات تلخ وآسیب زا .

 

 

1- ورزش کنيد.

فعاليت جسمي به شما کمک مي‌کند که عصبانيت شما طول ‌مدت کوتاه‌تري داشته باشد. با افزايش توان جسمي قدرت غلبه شما بر عصبانيت بيشتر مي‌شود.

 

 

2- شروع به نوشتن کنيد.

کلماتي که موقع عصبانيت بيان مي‌کنيد را روي کاغذ بنويسيد و سعي کنيد ديگر هنگام مشاجره و عصبانيت آنها را تکرار نکنيد.

 

 

3- يک لحظه تفکر کنيد.

در مراحل شديد عصبانيت بهتر است از مواجهه با فردي که از دست او عصباني هستيد دور شويد و در مقابل او قرار نگيريد. به جاي اين چند لحظه به خود فرصت بدهيد تا آرام شده و در مورد روش‌هاي ابراز عصبانيت کمي فکر کنيد.

 

 

4- خشم‌تان را خالي نکنيد.

اين يک باور غلط اجتماعي است که مي‌گويند بيرون ريختن غضب و خشم و عصبانيت هميشه بهترين راه احساس راحتي است. خالي کردن خود با فرياد و عصبانيت مي‌تواند باعث بروز مشکلات بيشتر شود به جاي اينکه آنها را حل کند. اين کار مي‌تواند روابط بين افراد را بدتر کرده و شيوه خوبي براي الگو بودن براي کودکان نيست.

 

 

5 -حرف بزنيد به جاي داد زدن.

در مورد چيزي که داريد مي‌گوييد کمي فکر کنيد و صداي‌تان را بلند نکنيد. در مورد چيزي که شما را عصباني کرده با آرامي توضيح دهيد. سعي کنيد قبل از اينکه پاسخ بدهيد به آنچه فرد مقابل‌تان هم مي‌گويد گوش کنيد.

 

 

6- تنوع را فراموش نکنيد.

اگر مي‌بينيد که ترافيک و شلوغي خيابان‌ها شما را عصباني مي‌کند، از وسيله ديگري به غير از اتومبيل خود براي رفت و آمد استفاده کنيد يا اگر امکان دارد مکان شغل خود را نزديک محل زندگي‌تان انتخاب کنيد.

 

 

7-به فوايد و مضرات عصبانيت فکر کنيد.

بعد از اينکه عصبانيت‌تان فروکش کرد با خود فکر کنيد اين عصبانيت چه فوايدي براي من و فرد مقابل داشت؟

آسيب‌ها و اثرات منفي آن روي من و ديگري چه‌قدر بود؟

آيا مشکل را برطرف کرد؟

 

 

8- از مهارت حل مشکل استفاده کنيد.

با خود فکر کنيد و راه‌حل‌هاي ديگري را به غير از عصبانيت براي حل مشکل پيدا کنيد.

 

 

9 -موقعيت را بپذيريد.

برخي چيزها را نمي‌توان تغيير داد. گاهي بايد به جاي عصباني شدن وضعيت کنوني را پذيرفت و با آن سازگاري پيدا کرد. در اين صورت لازم است شيوه‌هاي مقابله با مشکلات را ياد گرفته و يا آنها سازگار شويد.

 

 

10- به سلامت خود بينديشيد.

عصبانيت موجب افزايش هورمون استرس و عصبانيت در بدن شما مي‌شود که اين خود موجب افزايش فشار خود شما مي‌شود. پس بگذاريد با آرامش مشکلات برطرف شود، چرا که عصبانيت‌هاي طولاني مدت و شديد سلامت قلب شما را هم به خطر مي‌اندازد.

 

 

11- آرمیدگی

روش های ساده آرمیدگی مثل تنفس عمیق وآرام سازی ذهنی می توانند به شما دركاهش احساس عصبانیت كمك كنند. اگر شما در كار با شركای خود دچار مشكل و عصبانی شده اید ، فكر مناسب این است كه تكنیك های آرمیدگی را یاد بگیرید.

به عنوان مثال می توانید در وضعیت راحتی دراز بكشید، چشمانتان را ببندید ، تمام ماهیچه های خود را به حالت آرمیدگی در آورید واین كار را از پاها شروع كنید و ادامه دهید تا تمام ماهیچه ها یتان به آرمیدگی برسند. آن گاه از راه بینی نفس بكشید و به تنفس خود توجه كنید و هنگام بازدم بگویید یك . دوباره نفس بكشید وهنگام بازدم بگویید یك . این كار را 20 دقیقه ادامه دهید . سعی كنید فقط صدای نفس كشیدنتان را بشنوید.

برای رسیدن به آرمیدگی می توانید در حالی كه در وضعیت راحتی درازكشیده اید یك ورد یا كلمه را مكرراً تكرار كنید، مثلاً بگویید: آرام باش ، سخت نگیر وامثال آن  . روش سوم آرام سازی استفاده از تصویر سازی ذهنی است. برای این منظور یك صحنه یا تجربه زیبا و آرامش بخش را مجسم كنید و فقط به آن فكر كنید و اجازه ندهید هیچ فكر دیگری به ذهن شما وارد شود تا به آرمیدگی دست پیدا كنید .

تمرین های فوق می توانند عضلات شما را به آرامش برسانند واحساس آرامش شما را بیشتر كنند. این تمرین ها را هر روز باید انجام داد . باید یاد بگیرید هر زمانی كه در وضعیت تنش زا قرار می گیرید به طور خودكار ا ز این تكنیك ها استفاده كنید.

 

 

12- بازسازی شناختی

منظور از بازسازی شناختی این است كه هر فردی به راحتی می تواند افكارش را تغییر دهد. مردم عصبانی تمایل دارند كه با صدای بلند حرف بزنند و ناسزا بگویند، به گونه ای كه افكار درونی خود را منعكس كنند. موقعی كه عصبانی هستید، افكارتان می توانند خیلی اغراق آمیزو غمناك باشند . تلاش كنید به جای اینها، افكاری را كه مبثت تر ومنطقی ترند جایگزین كنید . برای نمونه به جای این كه بگویید : اَه چه قدر زشت است، چقدر وحشتناك است ، همه چیز خطرناك و مضر است ، كاری از دستم بر نمی آید. “به خودتان بگویید: ” آن مسئله تأثیری ندارد، وعلت مضطرب بودن من در این باره قابل درك است ، اما دنیا به آخر نرسیده . به هر حال عصبانیت نمی تواند مرا اسیر خودش كند.”

عباراتی مثل : این ماشین هرگز كار نمی كند ، یا شما غالباً فراموشكارید ، دقیقاً صحیح نیستند. كلماتِ غالباً، هرگز و امثال آن  كه ممكن است برای خودمان یا هر شخص دیگری به كار بریم كمك می كنند كه احساس كنیم عصبانی شدنمان به حق و بجا بوده و راه حل دیگری وجود نداشته است. در حالی كه این كلمات سبب توهین به افرادی می شود كه قصد كمك به ما را دارند ودرنتیجه وضع را بدتر می كنند. برای مثال شما دوستی دارید كه دائماً دیر سر قرار ملاقات حاضر می شود. برای شما باید دیدن دوستتان مهم باشد نه زمان. از گفتن عباراتی مثل: توهمیشه دیر می كنی ، آدم غیر مسئولی هستی ، شخص بی فكری هستی و … اجتناب كنید . چون این جملات به دوستی تان آسیب می زند و او را از دست شما عصبانی می كند و می رنجاند. اول ببینید مشكل چیست ، سپس بكوشید برای آن راه حلی پیدا كنید كه برای هردوی شما مناسب باشد. مثلاً می توانید ساعت ملاقات خود را نیم ساعت زودتر تعیین كنید وخودتان با توجه به این كه می دانید دوست شما دیرخواهد آمد نیم ساعت دیرتر سر قرار حاضر شوید تا به علت دیرآمدن او ، از دستش عصبانی نشوید.

همان گونه كه بسیاری از فقرا زندگی شاد، با نشاط ودلپذیری دارند، می توان هنگام عصبانیت نیز احساس های مثبت و خوشایند داشت. زیرا عصبانی شدن شكل ثابت وازپیش تعیین شده ای ندارد. با دور كردن ذهن از بی منطقی و روی آوردن به منطق می توان عصبانیت را كاهش داد یا حذف كرد. منطق عصبانیت را از بین می برد، حتی اگر عصبانیت قابل توجیه باشد می تواند به سرعت غیر منطقی شود . همه مردم خواستار ادب ، موافقت ، قدرشناسی و كلاً امور مثبت اند ودر صورت عدم دستیابی به آنها احساس شكست و ناكامی می كنند؛ اما افراد عصبانی وقتی به خواست خود نمی رسند احساس ناامیدی می كنند وعصبانیتشان نامتناسب با موقعیت ، شدید و ویرانگر است . افراد عصبانی باید انتظاراتشان را به آرزوهایشان تغییر دهند. مثلاً بهتر است بگویند كه من عواملی را كه موجب سلامت وامنیت اند دوست دارم ، نه این كه بگویند من می خواهم،  یا من باید فلان چیز را داشته باشم . بعضی از افراد عصبی ، از عصبانیت  به عنوان راهی برای اجتناب از احساسات آزاردهنده استفاده می كنند.

برخی از باورها و تفكرات غیرمنطقی و مولد خشم وعصبانیت كه باید كنار گذاشته شوند عبارت اند از:

–   باید اعمال و رفتار ما همیشه مورد تأیید دیگران باشد.

–   همه چیز باید مطابق میل ما باشد.

–   سر رشته زندگی از دستمان در رفته وكنترلی بر آن نداریم .

–   ما به شدت اسیر گذشته هستیم.

–   خود را مسئول اعمال دیگران می دانیم.

–   من فردی بسیار لایق، شایسته وباهوش هستم .

 

 

13- مسئله گشایی

بعضی از اوقات ناكامی و به دنبال آن عصبی شدن ناشی از مسائل واقعی و غیر قابل اجتناب زندگی است . دراین حالت عصبانیت نابجا نبوده ، پاسخی طبیعی به مشكلات است . یك باور فرهنگی مبنی بر این كه هر مشكلی راه حلی دارد ، وجود دارد ؛ ولی ما غالباً نمی توانیم راه حل را پیدا كنیم . همیشه بهترین كار یافتن راه حل نیست ،

بلكه بهتر است بدانید كه چگونه با مسئله روبه رو شوید. مثلاً ممكن است نقشه ای بكشید وپیشرفت خود را دراین مسیر بررسی كنید . اگر نقشه كشیدن منجر به حل مسئله نشد خود را تنبیه نكنید . زیرا آنچه مهم است تلاش و كوشش برای حل مسئله است ، نه حل مسئله . چرا كه بعضی از مسائل حل ناشدنی اند یا این كه تنها با تلاش های پیگیرانه می توان به راه حل نزدیك شد . 

مهم آن است كه در طول تلاش ها صبرتان را از دست ندهید و به فكر همه یا هیچ نرسید . همچنین مسئله گشایی شامل یادگیری و انجام دادن فعالیت هایی است كه یا به محرك آزاردهنده یا به هیجان های منفی مثل خشم و اضطراب ، (كه به وسیله محرك هایی كه از طریق شرطی شدن به صورت علامت خطر درآمده اند) پایان دهد.

 

 

14-شوخ طبعی

خنده برهر درد بی درمان دواست.” شوخ طبعی از طرق مختلفی می تواند موجب كاهش عصبانیت شود. به عنوان اولین عامل ، شوخ طبعی می تواند به شما كمك كند تا دیدگاه متعادلی داشته باشید. زمانی كه عصبانی هستید هر فردی را با نامی صدا می كنید یا این كه آنها را در قالب كلمات خیالی (مثلاً  هیولا) مورد خطاب قرار می دهید. این  كار را متوقف كنید ودر نظر داشته باشید كه باید از كلمات زیبا و خوشایند استفاده كرد. شوخ طبعی بارمشكلات ما را سبك می كند وبه ما كمك می كند تا شرایط استرس زا را تحمل كنیم .

نرمان كازنیز ( 1979) ، در كتاب خود با نام آناتومی بیماری ، خاطر نشان می كند كه ده  دقیقه خنده از ته دل اثرتسكینی قوی بر درد و ناراحتی دارد. شوخ طبعی نه تنها روحیه ما و اطرافیانمان را شاد می كند بلكه باعث افزایش انرژی و توان برای حل مشكلات و برخورد با مسائل می شود. شوخ طبعی همچنین باعث خوشبینی می شود.

 

 

16- اجتناب

اگر هنگام ورود به اتاق كودكتان بی نظمی اتاقش سبب عصبی شدن شما می شود، در اتاق او را ببندید. ازهر عاملی كه عصبانیت شما را بر می انگیزد ، پرهیز كنید . نگویید كه ” چون من عصبانی می  شوم ، بچه ام باید اتاقش را مرتب كند”، این درست نیست ، درست این است كه خودتان را آرام كنید.

برای رهایی از درد سرهای ترافیك یا باید مسیر روزانه  تردد خود را تغییر دهید، یا از اتوبوس و قطار برقی زیرزمینی استفاده كنید ، یا جزء به جزء مسیر خود را مشخص كنید . درغیر این صورت باید خود را به دست ترافیك بسپارید.

 

 

17- داشتن شخصیت تیپ B

یكی از طبقه بندهای شخصیتی ، قراردادن افراد دردو تیپB وA است . افراد تیپAمبارزه جو، بی حوصله ، رقابت پیشه و پرخاشگرند. آنها احساس می كنند كه هل داده می شوند و زیر فشارند. آنها زودتر از موقع برسر قرار حاضر می شوند، تند راه  می روند ، تند حرف می زنند وتند غذا می خورند و از افراد كند كاربدشان می آید. افراد تیپBافرادی اند كه زندگی را آسان می گیرند و بیشتر به كیفیت آن توجه دارند. آنها كمتر جاه طلب ، كمتر بی حوصله و بیشترمنظم و محتاط اند . با تغییر شخصیت از تیپAبه تیپB می توان از میزان و شدت عصبانیت كاست.

 

 

18- تغییر محیط

بعضی از اوقات عوامل محیطی – اجتماعی محرك عصبانیت و ناراحتی ما می باشند. دراین گونه موارد یگانه راه برای حل مشكل ، تغییر محیط است . مثلاً فرد درون گرایی  كه به عنوان مسئول روابط عمومی سازمان یا اداره ای مشغول به كارشده است، باید مسئولیت ومحیط كارش تغییر یابد. یا فردی كه به كشوری مهاجرت كرده است كه بین آن كشور و كشور محل تولدش هیچ همخوانی فرهنگی وجود ندارد، راه حل اساسی، بازگشت به كشور خود می باشد.

 

 

19- ارتباط بهتر

مردم عصبانی تمایل دارند كه زود به نتیجه برسند، بعضی ازاین به هدف رسیدن ها می تواند تا حدودی نادرست باشد.

اگرشما از مباحثه ای ناراحت شده اید ، اولین كاری كه باید انجام دهید این است كه فكرتان را بر روی پاسخ ها متمركز كنید و ناراحتیتان را كاهش دهید. نمی گوییم كه اولین چیزی را كه به ذهنتان آمد به زبان آورید ، بلكه می گوییم كه عصبانیت خود را كاهش دهید ودرمورد حرفی كه می خواهید بزنید، فكر كنید.

به دقت به آنچه به شما می گویند گوش بدهید و قبل از پاسخ دهی ، آنها را تفسیر كنید . همچنین به آنچه علت اصلی عصبانی شدن شماست گوش بدهید. برای مثال، شما آزادی و در حال خود بودن را دوست دارید، وبه علت اهمیتی كه به دیگران می دهید خواهان پیوند گسترده با مردم هستید . اگر همكارتان در مورد كارها ی شما شروع به غر زدن كند، با خطا كارخواندن  او یا فردی كه همیشه ایجاد مشكل می كند، تلافی نكنید.

زمانی كه فردی ازما عیب جویی می كند، دفاع كردنمان طبیعی است ، ولی ما با او نمی جنگیم . در عوض ممكن است بگوییم كه او از روی نادانی صحبت می كند ، ما را دوست ندارد، اوفرد كم حوصله و ناشكیبایی است و نیاز به مقداری تنفس و استراحت برای رسیدن به آرامش دارد. باید دراین گونه مواقع خودمان را خونسرد نشان دهیم تا از وقوع یك فاجعه جلوگیری كنیم .

 

 

20- زمان بندی

انسان همیشه دریك حالت و وضعیت روحی – روانی نیست .

بعضی از افراد صبح ها سرحال و پرانرژی اند و عصرها خسته . به همین علت عصرها و شب ها ممكن است سطح تحمل شان بسیار پایین باشد وآماده عصبانی شدن باشند. دراین گونه موارد بهتر است موضوعات ومسائل حساس بحث برانگیز در ساعاتی مطرح شوند كه زمانی مناسب است . مثلاً  شب هنگام ، زمانی كه همسرتان موضوع بحث برانگیزی را مطرح می كند ممكن است شما تمایل داشته باشید كه با او دعوا كنید، به این دلیل كه شما خسته یا آشفته اید،  بهتر است طرح این گونه موضوعات را به زمان دیگری موكول كنید تا صحبت هایتان منجر به بحث و جدل نشود.

بنابراین مسائل باید در زمان مناسب مطرح شوند تا نتیجه بخش باشند.

 

 

21- آزمون مصون سازی

هدف از این روش كه به وسیله مایكنبام مطرح شده است ، ایجاد مهارت های مقابله با موقعیت های استرس زاست. این روش چهار مرحله دارد :

الف – آماده شدن برای موقعیت استرس زا – تصمیم دارم كه كنترلم را از دست ندهم.

ب – مقابله با محرك و موقعیت استرس زا وكنار آمدن با آن –  می توانم بدون از دست دادن كنترل این موقعیت را تحمل كنم . به او فرصت نمی دهم كه با دیدن عصبانیت من خرسند شود .

ج – مقابله با احساس تحریك شدن به وسیله موقعیت استرس زا – حالا هم می توانم خود را كنترل كنم . وضعیت انفجار آمیز است ، اما من آرامم  واین حالت را خنثی می كنم . 

د – تقویت خود پس از موفقیت دركنترل خود – من واقعاً كاردرست وخوبی كردم ، آفرین به خودم

نواكر ( 1975) این روش را برای كمك به افراد ، دركنترل خشم ، درموقعیت های مولد عصبانیت با موفقیت به كاربست . آزمودنی های نواكر ، مردان جوان خشمگینی بودند كه به سادگی عصبانی می شدند. محرك عصبانیت فردی بود كه با حالت غیر دوستانه به آزمودنی ها نگاه می كرد. نگاه با حالت غیر دوستانه سبب می شد كه درآزمودنی ها احساسات و افكاری مبنی براین كه طرف مقابل ، آنها را حقیر می شمارد ایجاد شود واین احساس ها منجر به این می شد كه آزمودنی ها عصبانی شده ، دعوا كنند. نواكر مراحل چهارگانه فوق را به این شكل به اجرا در آورد:

در مرحله 1، فرد پیش از مقابله با محرك استرس زا ، مثلاً  قبل از ورود به یك مكان عمومی مثل رستوران:

به خود بگوید: تصمیم دارم كه كنترلم را از دست ندهم.

درمرحله 2، هنگامی كه مردی گستاخانه به او نگاه می كند به خود می گوید: می توانم بدون از دست دادن كنترل این موقعیت را تحمل كنم . به او فرصت نمی دهم كه با دیدن عصبانیت من خرسند شود .

درمرحله 3 وقتی كه مرد می خواهد با او دعوا را آ غاز كند و او شدیداً تحریك شده است ، به خود می گوید: حتی حالا هم می توانم خود را كنترل كنم . وضعیت انفجار آمیز است ، اما من آرامم  واین حالت را خنثی می كنم .

درمرحله آخر، پس از آن كه آزمودنی از پس موقعیت بر آمد به خود می گوید: ” من واقعاً كاردرست وخوبی كردم ، آفرین به خودم.”

 

 

22- خود كنترلی بندورایی

خود كنترلی رفتار توسط بندورا مطرح شده و دارای سه مرحله است:

     الف – توجه و مشاهده اعمال و رفتار خود –دفعات عصبی شدن های خود را روی یك كاغذ یادداشت كند و آنها را بشمارد . (هر آخر شب)

 

     ب – قضاوت درمورد اعمال و رفتار خود – اگر تعداد عصبانیت امروزش كمتر از دیروز باشد خود را پاداش دهد و تشویق كند، و اگر بیشتر از دیروز بود خود را تنبیه و سرزنش نماید.

 

     ج – پیامدهای شخصی – انسان عاقل و متمدن بدون نیاز به ناظر وكنترل كننده بیرونی می تواند هدایت گر اعمال خود باشد.

 

از این روش برای كنترل عصبانیت به این شكل می توان استفاده كرد كه از فرد بخواهیم در پایان روز (مثلاً آخر شب ) دفعات عصبی شدن های خود را روی یك كاغذ یادداشت كند و آنها را بشمارد . فردا نیزاین عمل را انجام دهد. اگر تعداد عصبانیت امروزش كمتر از دیروز باشد خود را پاداش دهد و تشویق كند، و اگر بیشتر از دیروز بود خود را تنبیه و سرزنش نماید. با تكرار این عمل برای روزهای بعد و مقایسه آن با روز قبل، به این شكل كه در صورت كاهش وقوع عصبانیت ، خود را تشویق ودر غیر این صورت خود را تنبیه كند، می تواند عصبانیتش را كاهش داده ، به صفر برساند تا این كه درحد طبیعی باشد. خود تشویقی می تواند به شكل گوش دادن به یك موسیقی ، دیدن فیلم ، رفتن به پارك و… باشد. خود تنبیهی نیز می تواند به طرق مختلفی چون محروم كردن خود از یك وعده غذای دوست داشتنی ، ندیدن یك برنامه جذاب تلویزیونی و … صورت پذیرد. انسان عاقل و متمدن بدون نیاز به ناظر وكنترل كننده بیرونی می تواند هدایت گر اعمال خود باشد.

 

 

23- مشاوره

اگر احساس می كنید كه عصبانیت شما خارج از كنترل است ، اگر عصبانیت شما تاثیرات منفی بر روابط اجتماعی وشغلی تان گذاشته است ، یا این كه قسمت مهمی از زندگی تان تحت تأثیر آن است ، ممكن است به مشاوره به عنوان عاملی برای یاد گیری توجه كنید كه به شما كمك می كند چگونه بهتر رفتار كنید . یك روان شناس یا مشاور می تواند به شما كمك كند تا با به كارگیری تكنیك های تغییرافكار و رفتار، اعمال خود را كنترل كنید. باید به مراجع اطمینان داد كه مشكل او قابل حل است و تكنیك های تغییر رفتار تنها برای تأثیر گذاشتن بر احساس و تجلیا ت احساسی ، مورد استفاده قرار نمی گیرند. روان شناسان در برخورد با مراجعانِ خواهان كمك ، باید كارخود را متمركز برسه موضو ع نمایند:

الف) جرئت آموزی به افراد عصبانی تا عصبانیت خود را سركوب یا درونی نكنند، بلكه آن را به روش های منطقی غیر پرخاشگرانه ابراز دارند. فردی كه عصبانیتش را ابراز نمی دارد روز به روز منفعل تر وبیمارتر می شود.

ب) آموزش این كه عصبانیت جزئی از زندگی و حذف آن غیر ممكن است . زندگی باید توأم با ناكامی ، درد، فقر و دیگر مسائل غیرقابل پیش بینی باشد . همان گونه كه نمی توان مانع رخداد بیماری ، فقر، مرگ ، شكست و… شد، پدیده های مولد عصبانیت را نیز نمی توان حذف كرد.

ج) آموزش تكنیك های تغییر رفتار برای تأثیر گذاری برعصبانیت و كاستن از شدت آن .

Categories:

Comments are closed

غلبه بر تنبلی و بی حوصلگیهفته چهارم

1 – توجه کردن را تمرین کنید.

2 – شروع به زندگی کردن در زمان حال کنید.

3 –  تصمیمات به جا و پر ارزش گذشته‏ خود را به یاد ‌آورید و توجه کنید که چون گذشته براى انجام دادن کارهاى مهم آمادگى دارید.

4 – به طور مستمر و منظم ورزش کنید.

5 – صبح روز تعطیل باید بیرون بزنید.